مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

362

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

بىرنگ و بىحيات و بىموت و جز اينها باشد . و اين چيزى است كه فساد آن آشكار است . حال اگر بگويد : « اينها همه ، بالقوه ، در كمون آن جسم وجود داشته است » گوييم : « آيا ظهور آنچه در كمون اوست ، امرى ازلى است ؟ » حال اگر بگويد : « چنين است » بايد بپذيرد كه ظهور آنچه در كمون آن شىء بوده است ، ازلى است . و اگر معتقد شود كه ظهور اين كوامن ، بالقوه ، در او بوده است - همان گونه كه اين چيزهايى كه برشمرديم بالقوه در آن بود - آنگاه دربارهء اين قوه از او پرسش خواهد شد كه چيست و چگونه است و كجاست و از چيست ؟ آيا اين قوه در اوست يا نه ؟ حال اگر معتقد باشد كه اين قوه در آن است ، بايد بپذيرد كه در آن صورت همه اين عوارضى كه برشمرديم ، در آن از ازل ظاهر بوده باشند ، زيرا قوه و ظهور ، علّت آن است و او به منزلهء معلول است و با او . و عيان است [ 1 ] آنچه در نطفه و تخم و هسته مىبينى كه چيزى پس از چيز ديگر حادث مىشود . حال اگر بگويد كه اين اعراض در آن وجود نداشته ، و بعد ، ايجاد كننده‌اى آن را ايجاد كرده است ، در اين صورت به حدوث اقرار آورده است و به اينكه جواهر هرگز از حوادث خالى نيستند . و هر كه به حدوث اقرار كند به محدث ( ايجاد كننده ) اقرار كرده است . و السلام . و اگر بر آن باشد كه جهان ، حكمت بارى تعالى و فضل وجود اوست و روا نيست كه او را به انحلال حكمت و ابطال جود و فضل ، توصيف كنيم ، بايد بپذيرد كه احداث ضد از براى اشيا را - از قبيل مرگ پس از زندگى و بيمارى از پس تندرستى و شب از پس روز و سستى از پس نيرو و زشتى از پس زيبايى - بر بارى تعالى روا نمىدارد ، زيرا در اين كارها ، به گفتهء آنان ، ابطال حكمت است . حال اگر بگويد : هيچ يك ازينها حكمت به شمار نمىرود مگر به هنگام وجود آن ، نه وجود ضدش گوييم : به همين گونه بايد منكر آن شويد كه جهان بر گونه‌اى كه هست ، هست . زيرا حكم آن ، به هنگام وجودش ، غير از حكم آن است به هنگام فنا و انتقالش از حالى به حالى . آيا انسان پارچه‌اى را نمىبافد كه سپس آن را ، به خاطر مصلحتى ، به صورت قطعه‌هايى ببرّد ؟ يا سفره را آماده مىكند و الوان اطعمه را بر آن مىنهد ، سپس آن را پراكنده مىكند و با شكستن و خوردن آن را تباه مىكند و اين كار زشت نيست و ابطال حكمت نيست . بلكه از بهترين كارهاست و از همه كارها به حكمت نزديكتر . پس از چه روى انكار آن مىكنيد كه بارى تعالى ، در هنگامى كه نابود كردن اين جهان به حكمت نزديكتر و در تدبير آشكارتر باشد ، اين جهان را نابود كند و مردمان را در سرايى جز اين سراى ، بازگشت دهد تا به پاداش و كيفر كارهاى خويش رسند .

--> [ 1 ] متن : « و العيان الا ما ترى فى النطفة و البيضة و النواة إذ تراها . »